خرید بک لینک
این مدتی ک باشگاه بودم انقد همه شارژ شدن انقد شلوغ کردم ک تمام کادر باشگاه میگن همیشه بیا از ساعتیکه میرم همه میخندن تا دیقه ای ک دربیام

میگن چقد انرژی داری

مربی صبحا هایپ میخوره ما هایپ نخورده منفجر کردیم

برچسب: نویسنده: فاطمه احمدی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:10

مربی دیر رسید از اونجاییکه من و دوستم برنامه نداشتیم با تردمیل و دوچرخه مشغول شدیم تا بالاخره مربی رسید اقا چشمتون روز بد نبینه این مربی ی برنامه سخت نوشت پدرمون درومد از مربی بدتر دستیارش بود برا روز اول تمام حرکاتو با تعداد بالا گفت ک انجام بدیم کلی حرکت برا دست انجام دادم واقعا دستام درد گرفته بود ک با ناله رفتم سمت مربی گفتم خانوم اجازه نمیشه امروز تخفیف بدین؟ شاگردش گفت ببین باید انقد تمرین کنی تا گریت دربیاد

برچسب: اولین روز باشگاه بدنسازی,اولین روز باشگاه, نویسنده: فاطمه احمدی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:38

یاد روز اول مدریه و اون همه شور و هیجان بخیر تو حیاط مدرسه با ی شاخه گل و شیرینی ازمون پذیرایی کردن چقد همه خوشحال بودیم .اون لیوانا ک زنگ تفریح برا اب خوردن میبردیم چه لذتی داشت واقعا یادش بخیر.زنگ تفریح و بوفه شلوغ و خوراکی .چه زود گذشت انگار همین دیروز بود

برچسب: یادش بخیر,یادش بخیر به انگلیسی,یادش بخیر عاشقانه,یادش بخیر بچه که بودیم,یادش بخیر اون وختا,یادش بخیر خان باباجون,یادش بخیر بچگیا,یادش بخیر اون وقتا,یادش بخیر دوران مدرسه,یادش بخیر کودکی, نویسنده: فاطمه احمدی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 5:52

صفحه بندی